بنی آدم اعضای یکدیگرند یا یک پیکرند؟ (تکمله)

درشمارۀ 46 گزارش میراث(مرداد و شهریور 1390) آقای سیدعبدالرضا موسوی در جستار «در حاشیۀ بیتی» دربارۀ بیت معروف سعدی، بنی آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند، صورت بنی آدم اعضای یک پیکرند را «اصح و اشرف» دانست و نوشت: «اولاً در حدیث کمثل الجسد آمده است. در ثانی اساساً بیت به شکل اصلی حامل تعبیر مستهجنی می تواند بود. یعنی با عرض معذرت، این یکی به مثابه فلان عضو آن دیگری است(حال این عضو می تواند عضو اسفل یا اعلی باشد) و آن دیگری به مثابه بهمان عضو این یکی» (ص45). در شمارۀ بعدی گزارش میراث بنده دربارۀ این بیت و ضبطهای یکدیگرند و یک پیکرند بحث کردم و نتیجه گرفتم که نه خیر همان یکدیگرند درست است و یک پیکرند اصلاً در نسخه ها نیامده است.
ادامه مطلب ...

فرهنگ جامع زبان فارسی

سه چهار ماه پیش جلد اول فرهنگ جامع زبان فارسی (شامل حرف آ)، نزدیک به 1200 صفحه، زیر نظر دکتر علی اشرف صادقی از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شد. از آنجا که بنده از همان آغاز کار، افتخار همکاری با استاد عزیزم را داشتم حق ندارم دربارۀ این فرهنگ اظهار نظر کنم و چنانکه استاد بارها فرمودند ما در آرزوی این هستیم که متخصصان فرهنگ نویسی این کتاب را نقد کنند تا خطاهایمان را - که در کتابی با این حجم اجتناب ناپذیر است - اصلاح کنیم. اما اگر ناقدی بگوید ما وسایل کوهنوردی را به خوبی آماده کرده ایم از کفش میخ دار و طناب گرفته تا آذوقه و بالاپوش، ولی کوهنوردی نمی دانیم، با وجود استاد علّامه ای چون دکتر صادقی، البته نمی پذیریم. با این همه برای دوستانی که با این فرهنگ آشنا نیستند بنده در زیر امتیازات این فرهنگ را فهرست وار می آورم:
ادامه مطلب ...

بیضایی پژوهشگر

دوستان عزیز سلام
در یکی دو سال گذشته به سبب برخی گرفتاری ها به ویژه درس و مشق دورۀ دکتری کمتر جستاری فراهم آوردم، اما از این پس با کمتر شدن گرفتاری ها، بر آنم که نوشته های بیشتری را در این وبگاه نشر دهم. چندی است که صفحۀ فیسبوک(یا معادل فارسی رخ نامه که به گمانم بد نیست) اینجانب نیز فعال شده است و نوشته های کوتاه را در آنجا نشر می دهم. برای دوستانی که با فیسبوک میانۀ خوبی ندارند، برخی از یادداشتهای مفصل تر را در این وبگاه نیز با عنوان یادداشتهای فیسبوکی می گذارم. نخستین یادداشت را در زیر می خوانید:

بیضایی نازنین، بیضایی دوست داشتنی، بیضایی هنرمند، انسان بزرگ، بیضایی فیلمساز ، بیضایی نمایشنامه نویس، خالق رگبار، مرگ یزدگرد، چریکۀ تارا، این یکی رو ببین، باشو غریبۀ کوچک، سگ کشی، اما بیضایی سوی دیگر هم دارد:
ادامه مطلب ...

راي و رأي

ابوالفضل خطیبی (فرهنگستان زبان و ادب فارسی)
سيد احمدرضا قائم­مقامی (دانشگاه تهران)

در متون منظوم و منثور فارسی دو واژۀ «رای» و «رأی» فراوان به‌کار رفته­اند. «رأی» در عربی یعنی «نظر» و «عقیده» و «تدبیر» و «بصیرت» و «مشاوره» و «حُکم» و «فتوا»، و همین معنی‌ها وارد زبان فارسی نیز شده‌است. «رای» نیز معنی‌هاي متعددی دارد، بدین شرح: «نظر»، «عقیده»، «تدبیر»، «مصلحت»، «قصد» و «آهنگ»، «منظور» و «مقصود»، «هوش»، «خِرَد»، «خواست» و «اراده»، «شیوه» و «روش»، «رسم» و «آیین» و «فرمان». «رای»، چنان‌که در ادامة بحث معلوم خواهد شد، اصالتاً فارسی است، ولی چون «رأی» هم، باز به شرحی که خواهد آمد، بدون همزه تلفظ می‌شده، همیشه به‌دقت نمی­توان گفت کدام‌یک از این معانی فارسی است و کدام عربی. چند فعل مرکّب هم هست که با «رای» ساخته شده‌است، مانند «رای آوردن» به معنی «قصد کردن»، «رای انداختن» به معنی «چاره­جویی کردن»، «رای جستن» به همان معنی، «رای زدن» به معنی‌هاي مختلف و جز آن‌ها. با «رای» چند ترکیب نیز ساخته شده‌است که از آن جمله است:
ادامه مطلب ...

شاهنامۀ بایسُنقُری

شاهنامۀ بایسُنقُری، از نفیس­ترین شاهنامه­های مصوّر که به دستور غیاث­الدین بهادرخان بایسنقر(حک: 803-837ق) پسر شاهرخ و نوادۀ تیمور  و به کوشش زبده­ترین هنرمندان آن دوران در هرات فراهم شد. تهیۀ این نسخه در سال 829ق/1426م آغاز و در 5 جمادی الاول سال 832 /30 ژانویۀ سال 1430م به پایان رسید. این نسخه دارای 346 برگ به خط نستعلیق به قلم جعفربن علی تبریزی ، معروف به جعفر بایسنقری ، شاگرد خواجه میر علی تبریزی و قطع سلطانی نوشته شده و دارای یک مقدمۀ منثور و 22تصویر نفیس است.
ادامه مطلب ...

اگر تندبادی برآید ز کُنج

داستان رستم و سهراب با بیت زیر آغاز می شود:
اگر تندبادی برآید ز کنج/ به خاک افکند نارسیده­ترنج
صورت کنج در مصراع یکم این بیت تا کنون بحثهای بسیاری را برانگیخته است و به تازگی استاد فتح­الله مجتبایی نیز به این بحث وارد شده و نظری کاملاً متفاوت پیش کشیده­اند. با اینکه نظرات گوناگون در بارۀ ضبط و معنی این واژه در جستار دکتر مجتبایی و استادان دیگر آمده است، در اینجا شایسته است - ولو بسیار کوتاه- به آنها اشاره کنم. مهمترین اشکالی که از سالیان پیش استادان بزرگ ما چون مجتبی مینوی و ماهیار نوابی و اکنون استاد مجتبایی بر این بیت وارد دانسته اند، این است که در این بیت کُنج اسم معرفه است، در حالی که باید اسم نکره و به صورت کُنجی می آمد. از این رو کوشش بر این بود که خوانش و معنی دیگری برای این واژه بیابند به شرح زیر:
ادامه مطلب ...

کهن ترین تصویر رستم در نقاشی های پنجکنت

-->
به تازگی فرهنگستان هنر کتاب بسیار مهمی را به چاپ رسانده است از الکساندر بلنیتسکی با عنوان هنر تاریخی پنجکنت: نقاشی و پیکرتراشی(1390). اصل کتاب به روسی است و عباس علی عزتی آن را به فارسی برگردانده است. پنجکنت نام شهری است در شمال تاجیکستان در سمت راست رودخانۀ زرافشان و 60 کیلومتری شرق سمرقند. از سال 1946 تا 1953 باستان شناسان روسی در جریان حفاری های این شهر تاریخی، به آثار جالب و مهمی از هنر و فرهنگ سغدی برخوردند. ظاهرا پنجکنت در قرن پنجم یا آغاز قرن ششم میلادی شکل گرفته و موجودیت خود را در قرن هشتم میلادی پس از دست یافتن اعراب بر آسیای میانه از دست داده است. در میان همۀ آثار هنری کشف شده از این شهر نقاشی در جایگاه نخست قرار دارد. در شهر قدیمی پنجکنت بیش از پنجاه مکان از زیر خاک بیرون آمده که دیوارهایشان قبلاً پر از نقاشی های متعدد بوده است. در این کتاب نویسنده نقاشی­ها را که عمدتاَ صحنه ­های بزم و رزم است با دقت توصیف کرده است. اما در غالب موارد روایاتی که بر اساس آن نقاشی­ها شکل گرفته ناشناخته است و نویسنده نیز کمتر به حدس و گمان متوسّل شده است. یکی از نکات مهم در این نقاشی­ها حضور زنان در بیشتر صحنه های بزم و رزم است.
ادامه مطلب ...

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟

در شمارۀ 59 کتاب ماه ادبیات(پیاپی 173، اسفندماه 1390، ص76-77) نوشته ای به چاپ رسیده است با عنوان «می­ گویم[و]  از عهده­اش به در می آیم: معرّفی گزیدۀ مخزن الاسرار نظامی گنجوی» به قلم حنیف افخمی ستوده که چنین آغاز می شود:
«بسیار عجیب است مؤلف یا مؤلفانی که کتابی به اهمیّت مخزن الاسرار نظامی گنجوی را تصحیح کرده باشند، قبل از چاپ کتاب، گزیده­ای از آن را بدهند(کذا!)، کاری که آقایان دکتر پورنامداریان و دکتر موسوی کرده اند. «دربارۀ این گزیده» در توضیح همین عمل است. این که کتابی قبل از این کتاب چاپ بشود که دویست بیت نخستش بسیار شبیه باشد به دویست بیت کتاب حاضر(کذا! توجّه بفرمایید! منظور کتابی است که بعداً قرار است منتشر شود) و باقیش متفاوت فی­ نفسه تعجّب­ برانگیز است و مخصوصاً وقتی عجیب­تر می شود که بدانیم دکتر پورنامداریان معمولاً و حداکثر دویست بیت اول مخزن الاسرار را بیشتر درس نمی دهند. البته آن کتاب دیگر بین دویست بیت نخستش با باقی ابیات در کیفیت تعلیقات تفاوت محسوسی دارد فقط از منظر اتفاق توجیه دارد ولاغیر. حال اگر بعضی دانشجویان دکتر پورنامداریان این حرفها «تو کتشان نمی رود» مشکل آن دانشجویان است . مهم این است که دکتر پورنامداریان و دکتر موسوی جز جمیل نمی بینند.
ادامه مطلب ...

آیا شاهنامه پانصد بیت بد دارد؟


دوست عزیزم جناب آقای دکتر سجّاد آیدنلو برای دیدنم به فرهنگستان آمد با شمارۀ جدید گزارش میراث در دست. جستار خود را با عنوانِ «آیا شاهنامه پانصد بیت بد دارد؟» به نگارنده نشان داد با توضیحاتی دربارۀ برداشت خود از بیتهای شاهنامه که بدین موضوع اشاره دارد. در آن زمان توضیحات او به نظرم قانع کننده می نمود و به خود او هم همین را گفتم، ولی اکنون که جستار او را دقیقتر خواندم، نظر دیگری دارم. در زیر سه بیت مربوط به این موضوع را می آورم و دربارۀ آنها به بحث می پردازم:
بود بیت شش بار بیور هزار/ سَخُن­های شایسته و غمگسار
نبیند کسی نامۀ پارسی/ نبشته به ابیات صد بار سی
اگر بازجویی در او بیت بد/ همانا که کم باشد از پانصد[1]
دکتر آیدنلو بیت سوم را موقوف به بیت پیش از آن دانسته اند. معنی او از این بیتها چنین است:
ادامه مطلب ...

شارستان یا شهر علم؟

در دیباچۀ شاهنامه در بخش «گفتار اندر ستایش پیغمبر» دو بیت معروف زیر آمده است:
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی/ خداوند امر و خداوند نهی
که من شارستانم علیّم در است/ درست این سَخُن گفت پیغمبر است[1]
دو بیت بالا آشکارا اشاره دارد به این حدیث نبوی: انا مدینة العلم علیٌ بابها(من شهر علم هستم و علی در آن). در مصراع دوم نویسش «شارستانم» در دو نسخۀ فلورانس(مورخ 614ق) و نسخۀ دوم موزۀ بریتانیا(مورخ 891) آمده است، ولی در بقیۀ نسخه های 15 گانۀ مبنای ویرایش خالقی مطلق به جای آن، نویسش «شهر علمم». البته در نسخۀ دوم موزۀ بریتانیا بیت مذکور دو بار آمده است، یک بار با نویسش نخستین و بار دوم با نویسش دومین. دلایل استاد خالقی مطلق برای گزینش نویسش شارستانم بدین شرح است:
ادامه مطلب ...