عسلی، یهودانه و غیار

دوست عزیز آقای سالار ستوده این تصویر را که به اواخر دورۀ قاجاریه تعلق دارد، از صفحه ای با عنوان تاریخ جهان و با متنی با عنوانِ «گوشه هایی از ستمهای تاریخی مسلمانان به زرتشتیان» (و او هم  به نقل از صفحۀ OM ID) به اشتراک گذاشته اند.
ادامه مطلب ...

آیا فردوسی زردشتی بود؟

در نوشتۀ پیشین نوشتم که تردیدی نیست که فردوسی بر مذهب شیعه بوده است. دوست بسیار عزیزم مسعود لقمان در بخش یادداشتها نوشت که چگونه می‌توان در شیعه‌مذهب بودن فردوسی «تردید»ی روا نداشت؟ برایش اندکی توضیح دادم که امروزه غالب قریب به اتفاق شاهنامه شناسان بر همین عقیده اند. مسعود عزیز قانع نشد و هرکسی حق دارد که قانع نشود. برایم نوشت که «شخصا تا زمانی که داده‌های مجاب‌کننده‌تری نگرم را جلب نکند با دیدگاه دکتر شروین وکیلی در این‌باره همگام هستم». بعد نشانی جستار وکیلی را برایم نوشت. با اینکه می دانستم نوشته های ایشان از چه نوعی است به احترام دوستم رفتم و نوشتۀ مفصل ایشان را که در دو قسمت بود خواندم.
ادامه مطلب ...

عجب داستانی دارد این کنج

نخستین بیت داستان رستم و سهراب را که یادتان هست:
اگر تندبادی برآید ز کنج/ به خاک افکند نارسیده ترنج
می گویند شاعر باید در اینجا به جای کنج، کنجی به کار می برد و به سبب همین ضعف تآلیف  تا کنون بش از ده مقاله دربارۀ ضبط کنج نوشته شده است. آخرین مقاله نوشتۀ استاد عزیزمان دکتر فتح الله مجتبایی است در نامۀ فرهنگستان(ش48)که اساساً می گویند هیچ ارتباطی بین کنج و تندباد نمی توان قائل شد و از این رو کنج را گََنج می خوانند و تُرُنج را تُرَنج  و بر اساس این بیت سعدی که «فرشته ای که وکیل است بر خزائن باد»، و گزارشهایی از منابع پهلوی و آثار دیگری چون اسرار اخنوخ و روایات اسلامی که از خزائن باد و ابر و باران و موکلان هریک از آنها سخن رفته است، معتقدند که مراد از گنج در این بیت همان گنجینه و خزانه است نزد خداوند که ابرها را در خود دارد. همینطور وقتی نظامی می گوید:
ادامه مطلب ...

ایران کوده

آیا این عنوان به گوشتان آشناست؟  اگر آری در معنی آن تأمل فرموده اید؟ مجموعه آثاری در موضوعات گوناگون ایران شناسی که در فاصلۀ سالهای 1313 تا 1347 شمسی در 18 جزوه زیر نظر دکتر محمد مقدم و به حمایت انجمن ایرانویج منتشر شد. خانم مهران آشوری در معرفی این مجموعه تصور کرده کوده نام محلی است. نه خیر کوده از کود ساخته شده است به همان معنایی که در ذهن دارید، فضولات حیوانی که روی هم انباشته شده باشد. منتها هرچیزی را که روی هم انباشته شده باشد نیز کود می گویند، ما در گرمسار خرمن گندم پاک شده را کود (کوت) گندم هم می گوییم.
ادامه مطلب ...

ادبیات به مثابۀ یک تخصص

   دوستان! به گمان من ادبیات یک تخصص است و باید درس آن را خواند و متخصص شد. همانگونه که بنده اگر سرم درد گرفت، می توانم به داروخانه مراجعه کنم و یک قرص استمینوفن بگیرم ، یک پزشک هم می تواند حافظ بخواند و لذت ببرد و به آرامش روحی برسد، ولی من به قول دوست دانشمندم دکتر ملکزاده نمی توانم با دانش اندک دربارۀ پزشکی عمل قلب باز انجام دهم. یک پزشک هم نمی تواند درحوزۀ تخصصی ادبیات مثلاً کتابی دربارۀ زبان شاهنامه بنویسد. مگر آنکه به هان اندازۀ یک متخصص ادبیات وقت بگذارد زبان و ادبیات فارسی بخواند و پای درس استاد بنشیند.
ادامه مطلب ...

مرگ قو

مرگ قو سرودۀ دکتر حمیدی شیرازی یکی از معرف ترین غزل های تأثیرگذار معاصر است و بنده هم آن را سخت دوست می دارم، ولی همیشه هنگام خواندن آن احساس می کردم مشکلی وجود دارد و تصور می کردم اشکال شاید از خوانش من باشد، تا اینکه چند روز پیش ایمیلی از دوست اندیشمندم کامیار عابدی که این سالها در بلاد ژاپون به سر میبرد، دریافت کردم که در آن نوشته بود، آقای دکتر صادقی در شعر مرگ قو اشکالی دیده بودند که از یاد برده ام و چون می خواهم جایی نقل کنم، از ایشان بپرسید و عین گفتۀ ایشان را برایم بفرستید. همین دوشنبه استاد عزیزمان را دیدم و پیغام گزاردم. چون زمان عزیمت بود، به دو نکته اشاره فرمودند. بهتر است نخست شعر را بیاورم بعد ادامه دهم:
ادامه مطلب ...

برین خستگی ها بر آزار چیست: تصحیح بیتی از داستان رستم و اسفندیار

دوستان! هنگام خواندن شاهنامه زمانی دیدید بیت معنی درستی ندارد یا دریافتید معنی خاصی را باید با زور از بیت بیرون بکشید، ممکن است تصحیح آن بیت مشکل داشته باشد یا اینکه واژه و ترکیبی در بیت هست که معنی کهن آن با معنی امروزی سازوار نیست. در داستان رستم و اسفندیار، پس از آنکه رستم از تیرهای پی در پی اسفندیار  سخت زخم برمی دارد و از ادامۀ جنگ ناتوان می شود، برادرش زواره به بالین او می آید و رستم :
بدو گفت: رو پیش دستان بگوی/ کزین دودۀ سام شد رنگ و بوی
نگه کن که تا چارۀ کار چیست / برین خستگی ها بر آزار کیست(چاپ خالقی مطلق، ج5، ص388-389)
ادامه مطلب ...

سرگذشت یک شعر: چو ایران نباشد تن من مباد

خلاصه ای از جستار زیر در همایش بزرگداشت فردوسی در 24 اردیبهشت 1393 در دانشگاه فردوسی مشهد ارائه شده است.فایل این سخنرانی را نیز خواهم گذاشت. 

دو بیت زیر به نام فردوسی سخت معروف شده است و بسیاری آن را شنیده­ اند:
چو ایران نباشد تن من مباد/ بر این بوم و بر زنده یک تن مباد
همه سر به سر تن به کشتن دهیم/ از آن به که کشور به دشمن دهیم
سالها پیش برای نخستین بار ملک الشعرای بهار از راز این دو بیت پرده برداشت و نوشت که این دو بیت، به این صورت سرودۀ فردوسی نیست (بهار 1345، ص164-167). پس از او، برخی پژوهندگان دیگر نیز به این موضوع اشاره کردند، از جمله نگارنده چند سال پیش در یکی از نشستهای کتاب ماه ادبیات و فلسفه به نقل از بهار همین موضوع را پیش کشید که در مجلۀ مذکور به چاپ هم رسید(خطیبی 1382، ص64-67). در این جستار کوتاه که تقدیم می شود به استاد گرانقدر، جناب آقای دکتر محمدرضا راشد محصّل، سرِ آن دارم که تاریخچۀ این دو بیت را روشن سازم و در پایان نظر خود را دربارۀ ارزش شعری آن بیان کنم.
ادامه مطلب ...

هزارۀ نظم شاهنامه

حدود چهار سال پیش یک روز استاد احمد سمیعی گیلانی  که دیر زیود آن خداوندگار- از من خواست تا به مناسبت هزارۀ شاهنامه و همایشی که فرهنگستان زبان به همان مناسبت برگزار کرد، سرمقاله ای برای نامۀ فرهنگستان بنویسم و من هم اطاعت امر کردم، ولی استاد متن را خلاصه کرد که همان در نامۀ فرهنگستان به چاپ رسید. دوست می دارم امسال متن کامل آن سرمقاله را به مناسبت سالروز فردوسی در 25 اردیبهست ماه در اینجا منتشر کنم. این نوشته مهمترین نوشته من است که کلمات آن ریختۀ دلم است نه آنکه صرفاً یک پژوهش باشد. باشد که قبول اوفتد: برای متن خلاصۀ آن بنگرید به: هزارۀ نظم شاهنامه»(سرمقاله)، نامۀ فرهنگستان، دورۀ 11، ش 3، پاییز 1389، ص 2-9. تصویر: فردوسی در آغاز کتاب یوسف و زلیخا(با سپاس از دوست نازنین دکتر مسعود قاسمی که این تصویر را نشانم دادند)
ادامه مطلب ...

اندر باب ضبطهای حافظانه و فردوسی وار

بسیار شنیده ایم در مباحث حافظ شناسی و شاهنامه شناسی و سعدی شناسی که هنگام بحث دربارۀ دو (یا بیشتر)ضبط نسخه ها، می گویند چه بسا هردو ضبط کار خود شاعر باشد. مثلاً حافظ نخست گفته است: «کشتی نشستگانیم ای باد شرطه برخیز» و بعد، این شعر را در زمان دیگری برای کس دیگری که خوانده یا نوشته، گفته است: «کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز». یا اینکه جناب سعدی شیراز یک بار سروده است: «بنی آدم اعضای یکدیگرند» و بار دیگر «بنی آدم اعضای یک پیکرند». حتی محمد حقوقی دربارۀ شعر حافظ نوشته است:
ادامه مطلب ...